مرورگرهای وب طی یک دهه گذشته از رشد بسیار بالایی در عملکرد برخوردار بودهاند. صرف نظر از قابلیتها و توانمندیهایی که مرورگرهای جدید دارند، باز هم در سرعت بالا بهبود زیادی داشتهاند که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. درحالیکه بسیاری از آنها با تکنولوژیها و پیشرفتهای روز پیش میروند؛ اما باز هم از مشکلاتی رنج میبرند. مشکلاتی از قبیل مصرف بالای منابع سختافزاری بهخصوص رم و سیپییو که باعث کاهش بهرهوری آنها و کاربر میشود. اگر شما در یکی از آنها یک تب را برای مدتی باز بگذارید، رفتهرفته میزان بیشتری از رم را به خود اختصاص میدهد. در این حالت تنها کاری که از دست شما برمیآید این است که آن را ببندید. در مورد یک تب با میزان مصرف بالای سیپییو نیز داستان همینگونه است.
نکته بسیار خوب در مورد یک مرورگر جدید و بهروز این است که نیازی به بستن برنامه (مرورگر) نیست. تنها کار ضروری بستن تبی است که میزان بالایی از مصرف سیپییو را به خود اختصاص داده است. تنها مشکل در این باره این است که بفهمید آن تب کدام است.
کروم تسک منیجر اختصاصی خود را دارد. اگر در ویندوز تسک منیجر را باز کنید، احتمالا چندین مورد از موارد در حال اجرا در کروم را خواهید دید که هر کدام آنها معرف یک تب است. در مواردی که ویندوز گزارش میزان مصرف رم یا CPU در مورد مرورگر شما را نشان نمیدهد یا اگر همه تبهای خود را نمیبینید، میتوانید از تسک منیجر کروم استفاده کنید.
برای این کار یک پنجره کروم را باز کنید و با فشردن کلیدهای Shift + Esc، تسک منیجر را اجرا کنید. در پنجره ظاهرشده فهرستی از همه تبهای باز یا افزونههای نصبشده روی مرورگر خود را خواهید دید. میتوانید آنها را به ترتیب میزان مصرف از بیشترین به کمترین مرتب کنید. بهسادگی تبی را که میزان مصرف رم بالایی به خود اختصاص داده است انتخاب کنید و برای بستن آن، روی گزینه End Process کلیک کنید.

برخلاف کروم، فایرفاکس تسک منیجر اختصاصی ندارد؛ اما در عوض ابزاری برای میزان و وضعیت مصرف تبها و افزونهها دارد. برای این کار فایرفاکس را اجرا و در نوار آدرس، دستور «about:performance» را وارد کنید.
در پنجره بازشده میتوانید میزان مصرف CPU تبی را که مصرف بالایی دارد ببینید و آن را ببندید یا دوباره لود (Reload) کنید. متأسفانه مانند کروم نمیتوانید پنجرهها را بر اساس میزان مصرف مرتب کنید؛ به همین خاطر باید بهصورت دستی به دنبال تب موردنظر با میزان مصرف بالا را پیدا کنید.

همیشه میتوانید برای یافتن تبی که میزان زیادی از رم یا سیپییو را اشغال میکند و به هدر میدهد، از تسک منیجر ویندوز استفاده کنید و آن تب را ببندید. فقط مطمئن شوید که موارد در حال اجرا را بر اساس میزان مصرف مرتب کردهاید.

در فایرفاکس شما تنها قادر به دیدن گزارش مصرف برای تب جاری هستید. به همین خاطر برای یافتن تبی با میزان مصرف بالا، باید آنها را با توجه به پنجرهشان جدا کنید یا اینکه در بین آنها به جستوجوی تب پرمصرف بپردازید.
در کروم میتوانید میزان مصرف رم و سیپییو را برای یک تب مشخص ببینید؛ ولی نام تبها به شما نشان داده نمیشود. به دلیل اینکه ممکن است یک تب مهم را ببندید، بهتر است از تسک منیجر کروم استفاده کنید.
وردپرس چیست
وردپرس یک سیستم مدیریت محتوا کاملا رایگان و اپن سورس هست ( بر اساس پروانه GPL ) که شما بوسیله آن قادر خواهید بود براحتی یک تارنگار – فوتوبلاگ – پادکست – نگارخانه و … بسازید.
وردپرس توسط زبان زیاد دوست داشتنی PHP تألیف شده و از قدرت MySQL برای اندوخته دیتا ها بهرهگیری می کند.
دو منظور اصلی سازندگان وردپرس راحتی کاربر در شغل با این سیستم و رعایت استاندارد های جهانی هست. بهمین منظور چه بسا شما امکاناتی را که در یک CMS نگریستن می کنید بطور تمام و کمال در طراحی سایت با وردپرس نمی بینید. به همین قصد سازندگان وردپرس با کد نویسی دقیق و کامل و در گزین کردن قرار دادن امکانات و API های فراوان برای توسعه دهندگان این امکان رو برپایی کرد که دیگران بتوانند براحتی اقدام به ساخت و توسعه افزونه برای وردپرس بکنند.
وردپرس در ادامه راه پروژه کامیاب b2 می باشد که در سنه ۲۰۰۳ شکل گرفت. اسم وردپرس توسط Christine Selleck اخ مت مولوگ ( گسترش دهنده اصلی وردپرس ) توصیه و از آن روز لغایت الان وردپرس با سرعت و پیشرفتی قابل ملاحظه تبدیل به نامی ترین و پرکاربردترین دست موزه ساخت وبلاگ بر روی هاست شده است ( اینجا را ببینید ).
وردپرس هم الان از جهتی نمادی از وب۲ و از جهتی دیگر نمادی از اپن سورس محسوب می شود.
درباره پروژه وردپرس فارسی
وردپرس
وردپرس یک سکوی انتشار بر پایه وب یا به بیان سادهتر یک نرمافزار تحت وب است که به راستی پیوستگی موفقیتآمیز پروژه b2 می باشد و بدست مت مولوگ بنیان گذاری شده است.
مت و همکارانش با تاسیس کمپانی Automattic هماکنون در حال اشاعه این نرم افزار و پروژه های موازی آن مشابه Akismet می باشند.
عمومیترین به کارگیری وردپرس برای راهاندازی یک تارنگار میباشد زیرا وردپرس دارای هستهای نیرومند است و پیشروترین نرمافزار در این مقوله بهشمار میرود.
وردپرس با زبان برنامه نویسی محبوب و قدرتمند PHP نوشته شده و از نیرو MySQL استفاده می کند. وردپرس یک نرم اسباب بازمتن (Open Source) می باشد و بر پایه اجازه نامه Gnu Public License (GPL) منتشر می شود پس اجازهنامه تمامی موارد به کارگیری وردپرس کاملا رایگان می باشد، همچنین شما می توانید وردپرس را با خیال راحت تغییر دهید و به عنوان سکویی برای پروژه های خود به کار گیرید.
وردپرس فارسی
اولین بهرهگیری کنندگان از وردپرس در بین تارنگار نویسان ایرانی، وبلاگ های محسن طالب٬ گناهکار٬ Virtual Life و Alvan Web بودند.
از همان زمان تلاشهای توسط آقایان کامبیز مظفری و علی ستاری برای فارسیسازی وردپرس با ارائه فایلهای ترجمه زبان و پوستههای پارسی ابتدا شد. در فروردین ۱۳۸۴ انتشار افزونه تاریخ شمسی برای وردپرس توسط آقای مانی منجّمی سرعت بومیسازی وردپرس را دو چندان کرد. تا سرانجام خرداد ماه همان سنه نسخه دوم آن افزونه نیز منتشر شد و پروژه وردپرس فارسی رسما نخست به کار نمود. کار و جنبش های این رفقا مایه افزایش چشمگیر محبوبیت وردپرس در میانی کاربران وب پارسی زبان شد.
در طی دو سال بعد، کوشش های این دوستان در مقوله بهروز رسانی افزونه، بهروزنگاهداری فایلهای زبان و فارسیسازی پوستهها ادامه داشت. همچنین با مشارکت نزدیک تیم توسعه وردپرس و تیم وردپرس پارسی بسیاری از نیازهای کاربران فارسی زبان به تدریج به متن نرم انگیزه ها وردپرس اضافه شد و بسیاری از مشکلات در این گویه بر طرف گردید.
از فروردین ماه ۱۳۸۶ و با اضافه شدن کسان علاقهمند دیگری به این پروژه و هماهنگی بیشتر فعالیتها، برنامهریزی برای راهاندازی وبسایت و ارائه خدمات کامل در مقوله حمایت از کاربران وردپرس پارسی پیش درآمد شد.
هم الان بسته های ارائه شده بدست تیم وردپرس فارسی، وردپرس را به یک نرمافزار بیرقیب در زمینه بومیسازی پارسی تبدیل می کنند. خصوصیت تمامی بستههای ارائه شده بدست تیم وردپرس فارسی این است که تغییری در اصل و هسته نرمافزار وردپرس برپایی نکرده و همهگی به صورت افزودنی می باشند.
فعالیت های تیم وردپرس فارسی
به روز نگاه داری فایل های برگردان وردپرس به زبان فارسی
به روز نگاه داری و اضافه کردن امکانات افزونه وردپرس فارسی
ارائه مستندات لازم به کاربران وردپرس فارسی در قالب ویکی
پشتیبانی وردپرس فارسی از راه انجمن تخصصی
ارائه پوستههای استاندارد و قشنگ به صورت مداوم
اجازه نامه وردپرس فارسی
تمامی محصولات تولید شده توسط تیم وردپرس پارسی همانند نرم افزار وردپرس بر مبنای دستور نامه Gnu Public License (GPL) منتشر می شوند و به کارگیری آنها کاملا مجانی می باشد.
کلیه فعالیتهای تیم وردپرس پارسی بر بومی سازی نرم انگیزه ها وردپرس متمرکز بوده و این تیم مسئولیتی در قبال حمایت و فعالیتهای وردپرس.کام ندارد.
کتاب استارتاپ ناب (The Lean Startup) نوشتهی اریک رایز که در کشور ما به نام نوپای ناب نیز شناخته میشود، انقلابی جهانی را در مفاهیم شرکتهای نوپا ایجاد کرده و با فروش و ترجمه در ۱۷ کشور جهان، به موفقیتی عظیم دست پیدا کرد. مفاهیم گفتهشده در این کتاب توسط بازیگران مختلف دنیای کسبوکار از سرمایهگذاران تا شرکتهای فهرست فورچن ۵۰۰ و حتی دولتهای مختلف نیز بهکار گرفته شدهاند.
یکی از مفاهیم بنیادی این کتاب، ساختن یک نمونهی اولیهی پایدار یا MVP از محصول مورد نظر است. در مرحلهی بعدی کارآفرین باید این محصول اولیه را عرضه کرده و با دریافت اطلاعات و نظرسنجی در مورد آن، کیفیت نهایی را بهبود دهد. ایدهی این فرآیند، کاهش حداکثری ریسک در فرآیند تولید محصول است.
اما پیادهسازی این ایده و آزمایش زودهنگام بازار، نکات منفی نیز دارد. این نکات منفی در مقالهای توسط آندیا کانتیجیانی با عنوان Experimentation, Learning and Appropriability in Early-Stage Ventures مطرح شدهاند. کانتیجیانی، محقق موسسهی نوآوری در مدیریت Mack و دانشجوی دکترای وارتون است. او معتقد است عرضهی اولیهی محصول، شرکتها را در معرض تهدید کپی شدن قرار میدهد. در واقع او در مقالهی خود زمان و موقعیت مناسب برای آزمایش اولیهی بازار را مشخص میکند که در این مطلب زومیت به اختصار به آن میپردازیم.

این دانشمند در مصاحبهای در مورد مقالهی خود و موضوع آن، علاقهی همیشگی به نوآوری را مثال زده است. او این مقاله را برای تز پایاننامهی خود انتخاب کرده تا موضوعی تاثیرگذار را بررسی کند و افراد حاضر در اکوسیستم کسبوکار از آن استفاده کنند.
آندیا برای مقالهی خود با افراد بسیاری مصاحبه کرده است. یکی از محلهای مصاحبهی او، اکوسیستم و فضاهای کارآفرینی فیلادلفیا بوده است. او نقطهی مشترک اغلب افراد حاضر در این محیطها را، تلاش برای تبدیل شدن به استارتاپ ناب میداند. مفاهیمی همچون آزمایش اولیه، نمونهی اولیه یا MVP و چرخش و پیووت از عمدهی مسائلی بودند که او در مصاحبهها با آنها برخورد داشت.
این محقق پیش از نوشتن مقالهی خود با مفاهیم استارتاپ ناب آشنایی داشت اما هیچگاه تصور این حجم از تاثیر آن را بر اکوسیستم نکرده بود. درواقع او در تحقیقات خود از نزدیک با انقلاب ایجادشده توسط این مفاهیم روبرو شد. او در تحقیقاتش متوجه برنامهای دولتی در آمریکا با نام I-Corps شد که شرکتها را پیش از سرمایهگذاری دولتی به پیادهسازی مفاهیم استارتاپ ناب تشویق میکرد.
نتیجهی اولیه از این تحقیقات آن بود که کلمات کلیدی کتاب نوپای ناب، بهنوعی به زبان اکوسیستم در بخشهای مختلف تبدیل شده است. این زبان نه تنها در استارتاپها بلکه در انواع دیگر کسبوکارها نیز نفوذ کرده است. در نهایت آندیا به این نتیجه رسید که بررسیموفقیت یا چالشهای این مفاهیم، موضوعی قابل توجه برای پرداختن و بررسی آماری است.

نوپای ناب، یک روش برای مدیریت کسبوکار را توضیح میدهد. این روش نهتنها در استارتاپهای نوپا بلکه در شرکتهای بزرگ درگیر با نوآوری نیز دیده میشود. شرکتهایی همچون سازمانهای غیرانتفاعی و دولتهای درگیر با نوآوری نیز هدف این مفاهیم هستند.
مفهوم اصلی نوپای ناب به این نکته اشاره دارد که پیش از درک جزئیات کسبوکار و پیش از اجرای نهایی، محصول خود را در مراحل اولیه آزمایش کنید. ایدهی اصلی این است که در سریعترین زمان، بازخورد بازار را اندازهگیری کنیم. نوپای ناب برای اجرای این مفهوم، چند ابزار را معرفی میکند. مواردی همچون محصول اولیهی قابل اعتماد و پیووت کردن (تغییر مسیر) پس از دریافت بازخورد کاربر، از ابزارهای این کتاب هستند.
ابزارهای گفتهشده، دو نوآوری بزرگ کتاب نوپای ناب هستند. در واقع این کتاب کمک میکند که شرکتها بیش از پیش فعالیت نوآورانه داشته باشند. این مفاهیم و ابزارهای همگی نتیجهی تحقیقات و فعالیتهای اریک رایز و استیو بلانک در۱۰ تا ۱۵ سال اخیر هستند. اریک بهتازگی از کتاب جدید خود با نام راه استارتاپ (The Startup Way) رونمایی کرده است. او در این کتاب، نوآوری ناب در دیگر مدلهای شرکتی را بررسی کرده است.
آندیا با درک مفاهیم اولیهی نوپای ناب و تاثیر آن تاکنون روی اکوسیستم استارتاپی، در تحقیقات خود تلاش کرده است تا نتایج پیادهسازی این مفاهیم را بهکمک دادههای آماری بررسی کند. او باوجود باور به تاثیرگذار بودن این مفاهیم در دنیای کسبوکار، تلاش کرده تا شرایط مرزی را برای پیشبینی نتیجهبخش بودن آنها در عمل بررسی کند.

پیادهسازی مفاهیم نوپای ناب در برخی موقعیتها مفید و در برخی دیگر بازدهی لازم را ندارند. در واقع در موقعیتهای حالت دوم باید استراتژیهای دیگری نیز بهکار گرفته شود تا بتوان مفاهیم نوپای ناب را اجرا کرد. همین موارد، شرایط مرزی را ایجاد میکنند که هدف اصلی این تحقیق، بررسی و شناسایی آنها بوده است.
یکی از اولین مفاهیمی که در این تحقیق به آنها پرداخته شده، مفهومی آکادمیک در دنیای کسبوکار به نام بهرهبرداری (Appropriablity) است. در این تحقیق، تغییرات قابل توجهی در مفاهیم مالکیت معنوی در آمریکا مشاهده شده؛ این تغییرات، بهخاطر یک رای دادگاه عالی آمریکا در سال ۲۰۱۴ ایجاد شده که در آن، شرکت نرمافزای آلیس کورپ شرکت داشته است. در واقع شرکت آلیس با این اقدام ثبت پتنت را به بخشی اصلی از صنعت نرمافزار و خصوصا نرمافزارهای تجاری تبدیل کرد.
تغییر گفتهشده در بالا، بهخاطر انقلابی که در مفهوم پتنت در دنیای نرمافزار ایجاد کرد، قابل توجه است. اما این تغییر همهی شرکتهای نرمافزاری را تحت تاثیر قرار نداد. درواقع این تغییر، همان مفهوم بهرهبرداری را برای برخی از این شرکتها تغییر داد. در نهایت مطالعهی این شرکتهای باعث شد تا مفهوم مناسب بودن بهتر در این تحقیق لحاظ شود.
مفهوم بهرهبرداری که یکی از بنیادیترین مفاهیم در بحث نوآوری است، توسط دیوید تیس از اساتید مشهور یو.سی برکلی تشریح شده است. این مفهوم بهمعنای ظرفیتهای یک شرکت در کسب ارزش از یک نوآوری است. بهعنوان مثال اگر شما شرکتی هستید که یک نوآوری را عرضه میکنید، ارزش حاصل از این نوآوری میتواند به شما یا شرکتهای دیگر حاضر در اکوسیستم برسد. اینکه ارزش و سود به کدام بخش برسد، به استراتژی شما و ساختار اکوسیستم مرتبط است. در واقع این مفهوم نشان میدهد که چه مقدار از این ارزش را برای خود کسب خواهید کرد.

با درک مفهوم بهرهبرداری به این نتیجه میرسیم که میتوان از آن بهعنوان یک شرایط مرزی برای بررسی مفید بودن یا نبودن مفاهیم ناب استفاده کرد. فرضیهی اصلی این است که وقتی شما توانایی بالایی در بهرهبرداری از نوآوری ندارید، با آزمایش کردن اطلاعاتی در مورد محصول خود عرضه میکنید که آسیبپذیری شما آن را افزایش میدهد.
کپی شدن یا الهامبخشی ایده و محصول اولیه، مواردی هستند که باعث افزایش آسیبپذیری یک ایده یا استارتاپ نوپا میشوند. درواقع این فرآیندها ظرفیت بهرهبرداری شما را کاهش میدهند. اگر استراتژی دفاعی برای کسب ارزش از ایدهی خود را نداشته باشید، آزمایش کردن و عرضهی محصول اولیه، ظرفیتهای شما را بیش از پیش کاهش میدهد.
در اینجا، مفهوم مالکیت معنوی مطرح میشود که برخی کارشناسان، آن را بهعنوان ظرفیتی برای افزایش بهرهمندی مثال میزنند. دو نوع مالکیت معنوی در کسبوکار وجود دارد. نوع رسمی که بهصورت ابزارهای فانونی مانند پتنت، نام تجاری، کپیرایت و غیره شناخته میشود. نوع دیگر، مالکیت معنوی غیر رسمی است که بهصورت حرکتهای استراتژیک برای حفظ ایده و نوآوری تشریح داده میشود.
آندیا در این تحقیقات، دادههای فرآیند توسعهی محصول را در ۱۲۰۰ استارتاپ نرمافزاری بررسی کرد. او برای جمعآوری این دادههای از اطلاعات عمومی آنلاین در رسانههای فناوری و شبکههای اجتماعی استفاده کرده است. او شرکتها را از لحاظ زمان ارائهی محصول آزمایشی و سپس زمان ارائهی نهایی و ورود به بازار بررسی کرده است. او در بررسیهای خود، قانون گفتهشده در بالا (مربوط به شرکت آلیس) و تاثیر آن در ارائهی نسخههای آزمایشی را نیز لحاظ کرد.
اکوسیستم استارتاپی ایران در سالهای اخیر و با پیشرفتهای صورتگرفته در زمینههای زیرساخت، دانش فنی و تجربهی کسبوکاری، روند رو به رشدی را از خود نشان داده است. اگرچه برخی از کارشناسان، نگرانیهایی در مورد حباب امیدواری به این شرکتها و همچنین مشکلات درآمدی و جذب سرمایهی آنها در دوران تحریم دارند، این بازیگران جوان (که برخی از آنها به سن بلوغ نزدیک میشوند)، با قدرت به کار خود ادامه میدهند. شاید امید به آینده و تلاش برای بهبود فضای کسبوکار توسط نیروهای داخلی، موتور محرکهای باشد که در دوران بحران اقتصادی نیز هنوز این شرکتهای نوپا را به حرکت روبهجلو تشویق میکند.
بههرحال با تمام چالشهای موجود بر سر راه استارتاپها، تعدادی از این شرکتهای نوپا توانستهاند در بازار داخلی رشد مناسبی از خود نشان دهند. آنها در بخشهای جذب سرمایه، جذب مشتری و تربیت نیروی انسانی به موفقیتهای زیادی دست یافتهاند. پیشرفتهای این کسبوکارها در برخی اوقات به حدی بوده که سودای حضور در بازارهای جهانی و رقابت با غولهای صنعت را در ذهن آنها انداخته است. در این میان، بررسی توانایی این شرکتها برای رقابت با شرکتهای کوچک و بزرگ خارجی، خالی از لطف نیست. رقابتی که میتواند در دو جبهه صورت بگیرد. یکی از این جبههها، ورود به بازارهای جدید جهانی است و دیگری، حفظ بازار ایران، در صورت ورود استارتاپهای خارجی به کشور خواهد بود.
نکتهی قابل توجه این است که قطعا استارتاپهای ایرانی و هر شرکت نوپای فعال در کشورهای در حال توسعه، برای رقابت با غولهای فناوری نیاز به منابعی چندین برابر منابع کنونی دارند. در نتیجه، مقایسهی این شرکتها برای رقابت با شرکتهای بهبلوغرسیدهی جهانی در مقیاس جهانی، کاری بیهوده است. بهعنوان مثال قطعا سرویسهای اشتراک ویدیوی ایرانی، توانایی رقابت در سطح جهانی با یوتیوب را ندارند. ما در در این مقالهی زومیت، قصد داریم تحلیلی کلی از وضعیت شرکتهای بزرگ جهانی و پتانسیل ورود ایرانیها به بازار آن شرکتها داشته باشیم. در مقالات بعدی، فرصتها و چالشهای این رقابت احتمالی را از زبان مدیران و سخنگویان استارتاپهای ایرانی بررسی میکنیم.

با نگاهی کلی به استارتاپهای تقریبا موفق داخلی، میتوانیم چند زمینهی فعالیت را بهعنوان زمینههای اصلی آنها مشخص کنیم. خردهفروشی، حملونقل و تاکسیرانی، تبلیغات و اشتراک ویدیو، از زمینههایی هستند که نمونههای موفق داخلی در آنها فعالیت دارند. استارتاپهایی همچون دیجیکالا، بامیلو، اسنپ، تپسی، الوپیک، اینتورک، عدد، آپارات و فیلیمو از نمونههایی هستند که به عقیدهی نگارنده، در جذب مشتری داخلی، سرمایهگذار و پرورش استعداد لازم و تامین منابع برای فعالیت طولانیمدت، در زمینههای فوق، عملکرد مناسبی داشتهاند.
با نگاهی به زمینههای بالا و شرکتهای گفتهشده، به این نتیجهی کلی میرسیم که برایموفقیت در بازارهای کوچک و کشورهای درحال توسعه مانند ایران، نیازی به ایدههای آنچنان نایاب نیست و تنها با کلون کردن (تقریبا معادل کپی کردن) ایدههای موفق خارجی و اجرای صحیح آنها بسته به بازار هدف، میتوان سهم مناسبی از مشتریان را جذب کرد. بههمین دلیل، برای هر یک از استارتاپهای موفق داخلی، میتوان نمونههای بزرگ بینالمللی را مثال زد.
برای شروع مقایسهی این دو دنیای متفاوت، بهتر است نگاهی آماری به استارتاپهای بالغ جهانی داشته باشیم. مطالعهی آماری این شرکتها و اطلاع از وضعیت رقابت در سطح جهانی، زمینه را برای کشف منابع مورد نیاز برای رقابت احتمالی با این شرکتها فراهم میکند.

یکی از پرطرفدارترین زمینههای فعالیت استارتاپها در دوران کنونی، سرویسهای اشتراک ویدیو مانند یوتیوب هستند. یوتیوب در حال حاضر بزرگترین سرویس اشتراک ویدیو در جهان است که ماهانه بیش از ۱.۸ میلیارد کاربر آنلاین دارد. این سرویس آنلاین در هر دقیقه میزبان ۳۰۰ ساعت ویدیو با کیفیت HD است و در حال حاضر، بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون ویدیو در آن آپلود شده است. پرطرفدارترین کانال ویدیو در این شبکه، بیش از ۶۰ میلیون عضو دارد که درآمد ۱۲ میلیون دلاری را در سال ۲۰۱۵ برای تهیهکنندهی آن به همراه داشته است.
از لحاظ درآمد، آمار دقیقی از درآمد کسبشده از تبلیغات در این شبکه منتشر نشده است. در واقع، شرکت مادر یوتیوب یعنی آلفابت، آمار درآمدی آنها را بهصورت دقیق منتشر نکرده و آمارهای موجود، تخمینهای شرکتهای واسط مانند بیزینس اینسایدر هستند. طبق یکی از همین آمارهای غیر رسمی، درآمد یوتیوب در سال ۲۰۱۵ به ۸ میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال ۲۰۱۰، رشد ۸ برابری داشته است.
بههرحال ِYoutube از هر لحاظ به پیشگام صنعت اشتراک محتوای ویدیویی تبدیل شده است. آنها دومین موتور جستجوی پرطرفدار در جهان هستند و با وجود مسدود بودن در برخی کشورهای جهان، هنوز به رشد خود ادامه داده و در جذب کاربر جدید موفق هستند.

آپارات را میتوان بزرگترین سرویس اشتراک ویدیو در ایران دانست که در سالهای اخیر نیز با توسعهی زیرساخت و تسهیل فرآیندها، موفق به کسب سهم مناسبی از بازار و جذب تولیدکنندگان بسیار شده است. روندی که آپارت در پیش گرفته است، باعث شده تا کانالهای فعال داخلی به شدت به تولید و اشتراک محتوا در این شبکه علاقهمند شوند. در این میان، فیلترینگ یوتیوب نیز در افزایش محبوبیت آپارات بیتاثیر نبوده است. کاربر ایرانی ترجیح میدهد محتوای مورد نیاز خود را از وبسایتی داخلی و بدون محدودیت مشاهده کند تا اینکه زحمت تغییر آیپی و موارد دیگر را به جان بخرد.
در واقع، بهبود کیفیت محتوای منتشرشده در آپارات و افزایش کانالهای اختصاصی با محتوای ارزشمند در آن، کاربر ایرانی را مجاب کرده که میتوان بدون زحمت، به محتوایی جذاب و مفید در بخش ویدیو دست یافت. علاوه بر آن، بهبود خدمترسانی به کسبوکارها و ارائهی سرویسهایی همچون پخش زنده و تبلیغ ویدیویی، تخفیف ترافیک مصرفی و پیشنهادهای هوشمندانهی محتوایی باعث شده تا تولیدکنندگان نیز به فعالیت بیشتر در این شبکه تشویق شوند.
در اینجا به سؤال اصلی خود یعنی توانایی رقابت سرویسهایی همچون آپارات با غولهای بزرگ مانند یوتیوب میرسیم. نکتهی بدیهی این است که قطعا سرویسهای ایرانی بهخاطر محدودیتهای منابع (مالی، انسانی، زیرساختی) توانایی رقابت با شرکتی را که زیرمجموعهی آلفابت است، نخواهند داشت.

دیجیکالا را همیشه میتوان بهعنوان مثالی موفق در زمینهی خردهفروشی آنلاین، بیان کرد. شرکتهای رقیب فعال در این زمینه نیز در سالهای اخیر در کنار دیجیکالا ظهور کردهاند که از بزرگترین آنها میتوان بامیلو را مثال زد. در مورد شرکتهای بزرگ خارجی در این حوزه، قطعا مثالی بهتر از آمازون به ذهن هیچکس نمیرسد. دومین شرکت یک تریلیون دلاری جهان در جایگاهی است که نه تنها استارتاپهای ایرانی، بلکه بزرگترین شرکتهای جهان مانندوالمارت نیز توانایی دسترسی به آن را ندارند.
از لحاظ آماری، Amazon درآمد سالانهی بیش از ۱۷۰ میلیارد دارد و آخرین آمارها، تعداد کارمندان این شرکت را بیش از ۵۰۰ هزار نفر عنوان میکنند. این شرکت آمریکایی کالاهای خریداریشده را تقریبا به تمامی کشورهای جهان ارسال میکند و بهنوعی، در حال تبدیل شدن به منبع اصلی خرید آنلاین برای تمامی کالاها است.
اما آمارهای خیرهکنندهی آمازون باعث نمیشود که پتانسیل رشد و موفقیت در حوزهی خردهفروشی آنلاین، نادیده گرفته شود. تیمهای بینالمللی با کمی خلاقیت، میتوانند زمینههای خاصی برای فعالیت خود انتخاب کنند و با تمرکز روی آنها در خردهفروشی، به رقیبی جدی برای آمازون تبدیل شوند. بهعنوان مثال یک فروشگاه آنلاین پوشاک که بهطور اختصاصی در خاورمیانه فعالیت میکند، میتواند رقیبی جدی برای آمازون در این حوزه تبدیل شود.

دیجیکالا و بامیلو، شرکتهایی با مدل کسبوکاری آمازون هستند که در بازار ایران، به موفقیتهای قابل توجهی دست پیدا کردهاند. اگرچه این شرکتها فعالیتی جدی در بازارهای جهانی نداشتهاند، اما نوع جذب سرمایه و توسعهی کسبوکار آنها نشان میدهد که پتانسیل این حرکت را در خود میبینند. مدیران این استارتاپها در بدترین حالت میتوانند بازاراهای منطقهای مانند خاور میانه را بهعنوان پتانسیلی مناسب ببینند. بازاری که بهخاطر تقارب فرهنگی و امکان خدمترسانی سریعتر و تحویل مناسبتر کالا، میتواند زمینی مناسب برای بازی ایرانیها باشد.
پس از رسوایی استارتاپ ترانوس، استارتاپی که با ادعای دروغ در مورد یک فناوری جدید بیوتکنولوژی، میلیونها دلار کلاهبرداری کرد، بسیاری از کارشناسان رسانهای این سؤال را مطرح کردند که آیا شرکتهای کارآفرینی، بهطور خاص در سراشیبی فریب و تقلب قرار دارند؟ استارتاپها غالباً روی متحول کردن بازارهای فعلی متمرکز میشوند. کارکنان آنها نیز باید چالشهای زیادی را پشت سر بگذارند، ازجمله طرح پروسهها و مسئولیتهای حیاتی. بهطور خلاصه، شرکتهای زیادی زیر فشارهای سنگین، با انگیزههای وسوسهانگیز فریب و کلاهبرداری روبرو هستند.
اما آیا خود این شرکتها نیز بهاحتمال بیشتری در معرض کلاهبرداری قرار دارند؟ به یاد داشته باشیم که استارتاپها، باید روابط تجاری خود را با مشتریان بالقوه، تأمینکنندگان و سرمایهگذاران، مدیریت کنند. هر سه گروه مذکور نیز در دنیای استارتاپها، از قدرت و پیچیدگی بیشتر برخوردارند.
اخیراً تیم تحقیقاتی دکتر جورج روتنبرگ و لوتز کافمان، استادان مدیریت و بازاریابی بینالملل، طی مصاحبهای با ۴۰ بنیانگذار و سرمایهگذار ویسی و اجرای دو آزمایش، این مسئله را مورد بررسی قرار داد. آیا استارتاپها در مقایسه با شرکتهای بالغ، بیشتر در دام کلاهبرداری گرفتار میشوند؟

محققان در این آزمایشها، با همکاری کریستین شلرث از دانشگاه WHU – دانشکدهی مدیریت Otto Beisheim و کریگ کارتر از دانشگاه ایالتی آریزونا، مذاکرات بین دو شرکت را شبیهسازی کردند. شرکت خریدار، یک شرکت تولیدکنندهی تبلت بود که تمایل خود را به خرید یک مدل نوآورانهی هارددیسک نشان میداد. محققان ۲۵۰ مدیر خریدوفروش باتجربه رااستخدام کرده و آنها را به دو گروه فروشندگان هارددیسک، و تولیدکنندگان تبلت تقسیم کردند. سپس هر گروه، به سه زیرگروه تقسیم میشد: گروهی که با یک شرکت بالغ مذاکره میکرد، گروهی که با یک استارتاپ مذاکره میکرد و گروهی که اطلاعات خاصی در مورد سابقه و قدمت شرکت مقابل خود نداشت.
طی هر آزمایش، شرکتکنندگان ابتدا در مورد سه موضوع مطالعه میکردند: پارامترهای مذاکره، نقش مذاکرهکنندگان و وظیفهی آنها (متدولوژی تصویر آزمایشی). سپس آنها یک پیام از طرف مقابل مذاکرهکننده دریافت میکردند. این پیام در حقیقت توسط محققان نوشتهشده بود و تمامی شرکتکنندگان، پیام یکسانی را دریافت میکردند. حالا شرکتکنندگان باید یک گزینه از چندین گزینهی پیش روی خود را انتخاب میکردند. در میان این گزینهها، هم پیامهای فریبکارانه وجود داشت و هم پیامهای صادقانه.![]()
تقریباً ۵۰ درصد از شرکتکنندگان، در مذاکره با شرکت بالغ از رویکردهای فریبکارانه استفاده کردند. این نرخ در گروه مذاکرهکننده با شرکتی که سابقهی آن مشخص نبود نیز در همین حدودگزارش شد. اما زمانی که شرکتکنندگان، به مذاکره با همتای استارتاپی خود مشغول شدند، این نرخ بهشدت افزایش یافت. دوسوم خریداران و سهچهارم فروشندگان، سعی میکردند استارتاپ مقابل خود را فریب دهند.
محققان بهمنظور حافظت از استارتاپها، تصمیم گرفتند علل این رفتارهای فریبکارانه را بیابند. تصور عمومی مردم از استارتاپ، شرکتی ساختارشکن است که تضمینی برای صداقت آن وجود ندارد (مثال ترانوس را به یاد بیاورید). آیا این تصور باعث میشود شرکتهای مقابل استارتاپها، متمایل به فریب آنها باشند؟ گرچه این اثر در دادههای محققان دیده میشد، اما نقش بسیار کمی را ایفا میکرد.
همزمان، محققان از شرکتکنندگان پرسیدند که چه ایدهای از طرف مذاکرهکنندهی خود داشتند. پاسخهایی که دریافت شد، حاکی از موضوع متفاوتی بود. گرچه طرفین مذاکرهکننده، دقیقاً طبق سناریوی نوشتهشده رفتار میکردند و همگی، در هر سه گروه، رفتار یکسانی داشتند، اما شرکتکنندگان معتقد بودند همتای استارتاپی، از تجربهی کمتری برخوردار است. بهعبارتدیگر، شرکتکنندگان، کارفرمایان استارتاپی را تازهکار و بیتجربه میدانستند و طبق همین ایده رفتار میکردند.
این پیشداوری، استارتاپها را در نقطهی بسیار آسیبپذیری قرار میدهد. بهطور خلاصه، ویژگی «نو قدم بودن» استارتاپها، یک سیگنال بازدارنده ارسال میکند، چراکه دیگران بهطور ناخودآگاه این پیام را بهعنوان «دعوت به فریبکاری» میبینند.

کارشناسان به فعالان استارتاپی و کارکنان تازهکار توصیه میکنند که تلاش بیشتری برای نشان دادن تخصصهای خود انجام دهند. اما چگونه باید چنین کاری کرد؟ بسیاری از استارتاپها تلاش میکنند با استخدام متخصصان مشهور صنعت، اعتبار بیشتری کسب کنند. این استخدامها تا حدودی مقبولیت استارتاپ را افزایش میدهند ولی درعینحال نمیتوان واقعیت را نادیده گرفت: با توجه به عدم مقبولیت و اعتبار کافی استارتاپ، شهرت شخصی متخصص استخدامشده نیز از نگاه رو به پایین دیگران آسیب میبیند.
توصیهی دیگر کارشناسان به استارتاپها، این است که در صورت امکان از ضمانتهای قراردادی استفاده کنند. استارتاپها در مقایسه با شرکتهای قدیمی، شانس کمتری برای بهرهگیری از شرکای تجاری دارند. به همین دلیل زمانی که با پیشنهاد شراکت مواجه میشوند، نمیتوانند بهسادگی از آن چشمپوشی کنند، حتی زمانی که از صداقت شریک بالقوه مطمئن نیستند. در چنین شرایطی بهتر است همهی نکات امنیتی و احتیاطی، در قرارداد ذکر شود. همچنین سایر ضمانتنامههای قراردادی نیز بهمنظور حفاظت از استارتاپ توصیه میشوند.
استارتاپها در دوران جذب سرمایه یا مذاکره با شرکا، بهدقت موردبررسی قرار میگیرند. همانطور که اشاره کردیم، علت این امر احتمال متقلب بودن آنها، رسواییهای اخلاقی یا فقدان پتانسیلهای کافی است. اما تحقیقات نشان میدهد که در جریان مذاکرات، این استارتاپها هستند که در برابر کلاهبرداری، شیادی و تقلب، آسیبپذیرترند. آنها باید اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه را در اولویت برنامهها خود قرار دهند و مطابق با توصیههای کارشناسان، از خود محافظت کنند.